شمس الدين حافظ

89

سفينه حافظ ( فارسى )

[ 12 اى فروغ حسن ماه از روى رخشان شما ] 16 [ 1 ] شماره مسلسل 16 اى فروغ حسن ماه از روى رخشان شما * آبروى « 1 » خوبى از چاه ز نخدان شما عزم ديدار تو دارد جان برلب‌آمده * بازگردد يا برآيد چيست فرمان شما كى دهد دست اين غرض يا رب كه همدستان شوند * خاطر مجموع ما زلف پريشان شما كس بدور نرگست « 2 » طرفى نبست از عافيت * به كه نفروشند مستورى بمستان شما بخت خواب‌آلود ما بيدار خواهد شد مگر * زانكه زد بر ديده آب از روى رخشان شما با صبا همراه بفرست از رخت گلدسته‌اى * بو كه بوئى بشنويم از خاك بستان شما دل خرابى مىكند « 3 » دلدار را آگه كنيد * زينهار اى دوستان جان من و جان شما

--> ( 1 ) عرض و شرف ( 2 ) غرض چشم است ( 3 ) يعنى دل بىقرار شده و دنيا را خراب مىكند . [ 1 ] پاورقى غزل 16 - اين غزل را حافظ در حدود سال 764 قبل از عزيمت بيزد سروده و از عدم توجه شاه يزد گله نموده و براى شاه يحيى فرستاده و موقعى بيزد مىرود كه شاه يحيى برادرزاده شاه شجاع در آنجا حكومت مىنموده بعدها كه شاه يحيى در شيراز به تخت مىنشيند خواجه پنج غزل در مدح او مىگويد : به مطلعهاى زير : 1 - داراى جهان نصرت دين خسرو كامل 2 - دانى كه چيست دولت ديدار يار ديدن 3 - در سراى مغان رُفته بود و آب‌زده 4 - اى كه بر ماه از خط مشكين نقاب انداختى 5 - يك‌دو جامم دى سحرگه اتفاق افتاده بود